أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
491
قانون ( فارسى )
طبيعى است و اين كمخونى سبب پيدايش قرحه شده است ، غذاى خونافزا را بيشتر گردان كه خون بيشتر و به حد لازم به اندام درآيد . اگر سبب قرحه سستى گوشت و آلودگى گوشت است ، علاج سستى و زدودن پليدى و آلودگى را به كار ببر ! اگر سبب قرحه ، خشكمزاجى اندام قرحهزده به حد افراط است و قرحه برآمده اما هنوز ناصور نشده است ، به حد ميانگين آن را مرطوب گردان ! مصلحت آن است كه به منظور رطوبت بخشيدن كذايى ، آب گرم را چندان بر قرحه بپاشى تا اندام قرحهزده عرق كند ، سرخ شود و باد كند ؛ آنگاه دست بردار ؛ زيرا اگر از اين حد تجاوز كند مادهء ناباب را بيشتر به قرحه جذب مىكند و آسيب بزرگى به اندام مىرسد . بعد از به عرق درآوردن جاى قرحه و اندام قرحهزده ، دارويى را به كار ببر كه خشكانندگى كمتر داشته باشد ، شايد همينقدر كافى باشد كه دستمالى در آب ولرم خيس كنى و بر قرحه بگذارى . و ممكن است نياز افتد كه قرحه را حك كنى تا خون از آن بيرون آيد . و اندام قرحهزده را ماساژ دهى . بعد از آن مرهمهاى داراى نيروى كششى را از قبيل : مرهمهايى كه زفت در آنها به كار رفته است بر قرحه بگذار ! اگر سبب قرحه بدحالى گوشت پيرامون است ، يعنى گوشتى كه قرحه در آن برآمده و گوشتى كه در اطراف جاى قرحه قرار دارد بد و ناپسند است ، خراشيدن وسيلهء نك نشتر و بيرون دادن خون بد را در نظر داشته باش - كه سابقا دستورات آن را ذكر كردهايم - و داروهاى خشكاننده را به كار گير ! اگر چيزى از اجزاء اندامان ، فروهشته است و مادهء قرحهزا از آن تراوش مىكند و در اندام قرحهزده قرحه بهوجود آورده است ، آن فروهشتهء بدجنس را ببر كه خون ذخيره شده در آن فرو ريزد . يا اصلا از بيخ آن را بركن ! بسيار رخ داده كه چنين حالتى پيش آمده و همينكه كلك فروهشته را كندهاند بيمار آسوده شده است . اگر تشخيص دادى كه با وجود اندام فروهشته بر قرحه ، بدن پرشدگى از خون دارد و اين قرحه از اثر فشار زياد خون در بدن است ، بيمار را رگ بزن تا اگر خلط سودايى در بدن باشد تخليه گردد و آنگاه فروهشتهاى را كه خون بد به قرحه مىدهد از بين ببر ! ببر و تا مىتوانى هر خونى كه در آن ذخيره شده است بيرون ريز ؛ زيرا اگر خون داخل آن - كه قرحه را آبيارى مىكند - به كلى از بين نرود ، بايد منتظر قرحهء بدتر از قرحهء اولى باشى . زخمى را كه از بريدن فروهشته بهوجود مىآيد معالجه كن و آنگاه با فراغت كامل به علاج قرحهء سخت جان و دير علاج بپرداز ! اگر سبب سوء مزاج است ، نه سوء مزاج عادى و شناخته شده و سهل ، بلكه بسيار دور از اعتدال و از نوع بيش از اندازه گرم يا سرد شديد است و قرحه از پيامدهاى سوء مزاج ، كه متخلخل شدن اندام يا برهم فشرده شدن بيش از اندازهء لازم گوشت اندام است كه رخ داده و